اگرچه اردوغان خدمات حیاتی و مهمی برای رژیم صهیونیستی داشته و در یک سال و اندی پس از طوفان الاقصی، به شریان اقتصادی مهمی برای نتانیاهو در تأمین نیازمندیهای جاری تبدیل شد ولی از نگاه ترامپ و خصوصاً رژیم صهیونی، یک شریک قابل اعتماد نیست و حضور و گسترش نفوذ و سیطره آن در سوریه و پس از سقوط بشار اسد و حاکمیت تروریستها، برای هژمونیسازی اسرائیلی و امریکایی در سوریه و منطقه، زیانبار است. اساساً از نگاه نخبگان امریکایی، دموکرات یا جمهوریخواه و به ویژه صهیونیسم بینالملل، تفکر اخوانی و عثمانیگری، یک اندیشه همسو و همراه کامل با برنامههای استعماری و صهیونیسم نیست و همانگونه که در مصر، مرسی رئیسجمهور وقت را تحمل نکردند، امروز نیز گسترش نفوذ و حضور پایگاه نظامی ترکیه در سوریه را در تضاد با برنامههای خود ارزیابی میکنند. به ویژه اینکه جریانهای تروریستی حاکم بر سوریه، خود را با اندیشه اخوانی تطبیق داده و مانورهای همزیستی با کشورهای عربی را به نمایش میگذارند، ولی از سوی دیگر ترکیه نباید محور و اولویت برنامه مرحلهای ترامپ برای اجرای طرح آبراهام جدید باشد و ظرفیتهای اخوانی در اردن نیز، در پیوند با ترکیه، میتواند رژیم صهیونی را دچار دغدغه نماید. به همین دلیل نه تنها در سوریه، با گسترش حضور نظامی ترکیه، از سوی رژیم صهیونیستی با واکنش روبهروست، بلکه در درون ترکیه نیز با تحریک بیثباتیهای سیاسی و امنیتی، اردوغان به چالش کشیده میشود. اردوغان برای تکرار ریاست جمهوری خود و اصلاح قانون اساسی ترکیه در دو سال بعد، نیازمند دستاوردهای ژئوپلیتیکی در غرب آسیا و در قفقاز و احتمالاً در دریای سیاه میباشد. این نگاه ویژه اردوغان و اخوانیگری در سیاستهای منطقهای، چهرهای غیر قابل اعتماد برای شرکای غربی، اسرائیلی و حتی روسی ایجاد کرده است. البته اردوغان با رویکردی که گاه عملگرایی هم نامیده میشود، برای حفظ موقعیت خود، دست به چرخشهای غیر عادی هم میزند. مسئله این است که اولویت اسرائیل و امریکا در سوریه، در محوریت دادن به ترکیه نیست و عربستان باید پروندههای سوریه و لبنان و فلسطین را در اختیار داشته و آبراهام جدید را با همین بهانه و پوشش به اجرا بگذارد؛ لذا اردوغان، با هر ترفندی در عملگرایی با شرایط دشواری برای کسب احتمال ترامپ و نتانیاهو مواجه است. حمله هوایی اسرائیل به فرودگاه نظامی تدمر و T۴ در شرق حمص در سوریه، هنگامی که قرار بود ارتش ترکیه در آن مستقر شود، پیام روشنی از سوی امریکاست که اردوغان از دستور کار آنها خارج شده و در سوریه جایگاهی برایش قائل نیستند. امریکای ترامپ و نتانیاهو، تروریستهای جولانی را، بدون حامی ترکیه نیاز دارند تا توسعهطلبی جغرافیایی و توراتی خود و اهداف و مطالبات مرحلهای برای احیای اقتدار رژیم صهیونی، پس از شکست در طوفانالاقصی را جبران کنند.